سيد محمد على ايازى
104
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
حمران مىگويد : از امام باقر عليه السلام دربارهء قول خداوند - عزّ و جلّ - : « « قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ » ؛ « 1 » مدّتى ، معين كرد و مدت معيّن ، نزد اوست » ، پرسيدم ، فرمود : مقصود ، دو مدّت است : مدّت حتمى و مدّت مشروط . مالك جهنى مىگويد : از امام صادق عليه السلام دربارهء قول خداى تعالى : « « أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً » ؛ « 2 » مگر انسان به ياد ندارد كه ما او را آفريديم و هيچ نبود » ، پرسيدم ، فرمود : نه اندازهگيرى و نه هست [ موجود ] شده بود . دربارهء قول خداى تعالى : « « هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً » ؛ « 3 » آيا بر انسان ، زمانى از روزگار گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود ؟ » ، پرسيدم . فرمود : اندازهگيرى شده بود ؛ ولى قابل ذكر نبود . باب جبر و قدر و امر بين الامرين يونس بن عبد الرحمان مىگويد : حضرت رضا عليه السلام به من فرمود : به گفتار قدريه ( اهل تفويض ) ، قائل مباش ؛ زيرا قدريه ، نه به گفتارِ اهل بهشت ، قائل شدند و نه به گفتارِ اهل دوزخ و نه به گفتار شيطان ؛ براى اين كه اهل بهشت گفتند : « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ » ؛ « 4 » سپاس خداى راست كه ما را به اين بهشت ، هدايت فرمود و اگر خدا ما را هدايت نمىكرد ، هدايت نمىشديم . و اهل دوزخ گفتند : « رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ » ؛ « 5 » پروردگارا ! بدبختى ما ، بر ما چيره شد و ما قوم گمراهى بوديم .
--> ( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 3 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 202 . ( 2 ) . سورهء مريم ، آيهء 68 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 202 . ( 3 ) . سورهء دهر ، آيهء 1 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 202 . ( 4 ) . سورهء اعراف ، آيهء 43 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 219 . ( 5 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 106 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 219 .